دربی

کل دربی قبل رو با دستای یخ زده و استرس وحشتناک دیدم 
:/ سر این دربی فکر کنم سکته رو رد کنم نشون به این نشون که از سه ساعت قبل از بازی دستام یخ زده و دارم از استرس میمیرم 
خیلی دارم به خودم نهیب میزنم که این موضوع که وضعیت پرسپولیس خیلی بهتر از استقلال و احتمال برد پرسپولیس خیلی زیاده اصلا مهم نیست اما اونقدری تو این امر نا موفق بودم که امادگی پوکوندن هر انسانی رو حین بازی دارم
در پایان تمام کسایی که رفتن استادیوم ................ خودشون میدونن چه موجودات عزیزین :/ 
+ چرت ترین دربی عمرم رو دیدم :/ 
۴ ۵

استادیوم ازادى ، استقلال

سرم داره از شدت تمام سوزن هایى که توش رفته میلپوکه به قدرى که گریم گرفته و دلم میخواد اینقدر جیغ بزنم که تمام گلوم زخم بشه 

بازى استقلال ، بازم نمیتونم برم استادیوم ازادى و [عین] داره میره و من نمیدونم تا کى باید افسوس این قضیه رو بخورم ؛ دفعه ى قبلى که [عین] رفت استادیوم حتى گریم گرفت الانم خیلى دارم خودمو کنترل میکنم گریه نکنم 

حتى خیلى دارم خودم رو دارم کنترل میکنم گریه نکنم براى دختر خبر نگارى که براى اینکه مجوز ورود به ورزشگاه رو نداره مجبور از روى بلاى پشت بوم خونه هاى اطراف اون ورزشگاه مورد نظر عکاسى کنه ، و جالب اینجاست که عکاس مرد خیلى راحت میتونه از مسابقه هاى فوتبال بانوان عکس بگیره [ تا کى باید ما به خاطر مردا قربانى بشیم ]

خیلى دوست دارم قیافم رو مردونه کنم و برم اما بابام میگه نه خیلى اوضاع اونجا ناجور ، حتى دلم براى بابام هم میسوزه که به خاطر من استادیوم نمیره ، یه دفعه بلیط وى اى پى رو که دوستش داشت نرفت :( شایدم به خاطر من نبوده ، شایدم خودش دوست نداشته بره 


دارم میرم بدونه اینکه مطمئن باشم که دارم کار درستى میکنم که دارم میرم یا نه با ادم درستى برخورد میکنم یا نه ، اون ادم واقعا دلسوزه یا صرفا فقط داره اون چیز هایى که تو کتاباش خونده رو تو ذهنم میچپونه 

۴ ۲

یعنى میشه ؟


یعنى میشه یه روزى از یه زمین فوتبال خیلى خیلى واقعى تر عکس بگیرم 

یعنى میشه یه روز از زمین فوتبال خیلى خیلى واقعى تر با بازیکناى واقعى ترش عکس بگیرم 

یعنى میشه یه روزى بشم خبرنگار یه بازى فوتبال واقعى 

یعنى میشه ؟ یعنى اون روز میاد ؟؟؟؟

۴ ۴

ظهور یک دهه هشتادى [ او گوزدیلا نیست ]


در جهت پر کردن زمان علافیم داشت این سایت اون سایت میگشتم 

که متوجه شدم زمان حکومت دهه هفتادى ها بلاخره به پایان رسید ! عنوان تیتر خبر از اولین بازى یک دهه هشتادى توى لیگ برتر رو میداد 

میدونستم استقلال دو تا جوون زیر بیست و سه سال گرفته و میدونستم که صیاد منشم جزو یکى از خفن ترین بازیکن هاى تیم ملى امید بود که استقلال به خاطر همین خفن بودنش جذبش کرده اما واقعا فکر نمیکردم این جوون هیفده سالش باشه و حدود کمتر از چهار ماه با من اختلاف سنى داشته باشه 

خیلى بهش حسودیم شد خیلى خیلى زیاد این جوون دقیقا تو اوج رویاهاى من وایساده !! دقیقا تو اوج اوجش !!! 

شاید اگه پسر بودم ، شاید اگه خودم یه ذره جنم داشتم و خیلى شاید هاى دیگه منم میشدم یکى مثل الهیار صیاد منش 

از ته دلم امیدوارم بدرخشى و لاقل تو به رویاهات برسى و به ارزو تبدیلشون کنى  


دیروز زده بودم به حل و حس بیخیالى و سعى کردم تا میتونستم بخندم اره از ته دلم 
دیروز با دوست هفت سالم رفتیم بستنى خوردیم البته خب بماند که دو ساعتى اطراف بستنى فروشى میچرخیدیم تا باز کنه ،البته خب این چرخیدنمون بسى سودمند بود و باعث شد به زور خودمون رو از کتاب فروشى بکشیم بیرون 
به شدت قیمت کتاب ها گرون بود دو تا کتاب بر میداشتى یهو شصت هفتاد تومنى باید پیاده میشدى :/ 
فکر کنم برم یکمى جلو به حس و حال دیروزم حسودیم بشه 
به خنده هاى از ته دلم موقعى که وحشى طور از خیابون رد میشدیم ، به جیم شدنمون به سرعت از جلوى مغازه ى پسر عمم ، به سر و کله ى هم زدن تو کتاب فروشى در جهت جلو گیرى از خرج هاى اضافه ، به تایید پیرمرد خنده رو در جهت طرفدارى از دوستم براى بردن شرطش و ... 
۲ ۲

استقلال / زندگى

استقلال برام بیشتر از یه تیمه با تمام وجود دوستش دارم چه اون موقع که با چشماى گریون به خاطر باخت استقلال تولدم و جشن گرفتم چه الان 
تا اینجا هر چى شد پاى همه چیش وایسادم مثل یه هوادر واقعى 
فقط میتونم بگم اگه روزى بیاد که حتى برد استقلالم خوشحالم نکنه اون روز دارم از شدت ناراحتى میمیرم و میترسم از اون روز 
۲ ۱
جهان فقط چیزهایی را به ما میدهد که باور داریم میتوانیم داشته باشیم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان